نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نالهٔ من جان غم‌پرورد می‌داند که چیست

زخم دل سخت است صاحب درد می‌داند که چیست

مست ناز است آن بت سنگین‌دل فارغ ز عشق

کافرم گر آه گرم و سرد می‌داند که چیست

گرچه لیلی همچو مجنون چاشنی از عشق یافت

عاشقی لیلی چه داند مرد می‌داند که چیست

موجب وصل طبیب ماست روی زرد ما

خسته دل قدر روی زرد می‌داند که چیست

قدر اهلی را که می‌داند که گرد راه اوست

او که گرد انگیخت هم در گرد می‌داند که چیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر، احساسات عمیق و درد عاشقانه را بیان می‌کند. شاعر به ناله و درد دل خود اشاره می‌کند و می‌گوید که تنها کسی که واقعا می‌داند این درد چیست، خود اوست. او از معشوقی سنگین دل سخن می‌گوید که از عشق غافل است و در عوض عاشق فقط با احساسات و تجربیاتش می‌تواند این درد را درک کند. همچنین به تمثیل مجنون و لیلی اشاره می‌کند، و از این می‌گوید که عشق واقعی چیزی است که تنها عاشق واقعی می‌تواند آن را بفهمد. شاعر به زردی روی خود و درمانی که از معشوق می‌خواهد اشاره دارد و در پایان به اهمیت درک و شناخته شدن در مسیر عشق می‌پردازد.