نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۰ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی که یار ما بود اغیار را چه بحث؟

جایی که گل حریف شود خار را چه بحث؟

مشتاق دیدنت چکند چشمه حیات

با آب خضر تشنه دیدار را چه بحث؟

نتوان خیال روی تو دیدن مگر بخواب

در این خیال دیده بیدار را چه بحث؟

خضر و مسیح را ندهند از لب تو می

با این حدیث عاشق بیمار را چه بحث؟

اهلی کجا و گشت سر کوی او کجا

با طرف باغ مرغ گرفتار را چه بحث؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و اشتیاق به محبوب است. شاعر به ساقی (یار) اشاره می‌کند و از بی‌تفاوتی دیگران نسبت به عشق سخن می‌گوید. او به زیبایی گل و خار پرداخته و نشان می‌دهد که در دنیای عاشقانه، چه اندازه این زیبایی‌ها و آزارها اهمیت دارند. شاعر همچنین از عطش دیدار محبوب و آرزوی آن سخن می‌گوید و از ناتوانی در خیال‌پردازی درباره روی محبوب در حالت بیداری می‌نالد. او به خضر و مسیح، نمادهای زندگی و نجات، اشاره می‌کند که حتی از لب محبوب نمی‌توانند نوشیدنی بگیرند. در انتها، شاعر به تنهایی خود و فاصله‌اش از کوی محبوب می‌پردازد و احساس گرفتار بودن در عشق را به تصویر می‌کشد.