شمارهٔ ۴۱۳ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
معلم را بگو فریاد از آن شوخ
ز شوخی کشت شهری داد از آن شوخ
ازین شیرینی گفتار ترسم
که صد شیرین شود فرهاد از آن شوخ
جفایی میکند کز صد وفا به
از آن با صد غمم دلشاد از آن شوخ
به یادش میخورم صد کاسه خون
به هر مجلس که آرم یاد از آن شوخ
سرای مهر را اهلی بنا کرد
بنای جور شد بنیاد از آن شوخ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به بیان تأثیرات مثبت و منفی یک شخص شوخ میپردازد. او از شوخیهای آن فرد به حیرت و شادی میرسد، اما در عین حال از ترس شیرینی کلامش و اینکه ممکن است دردسرساز شود، نگران است. با وجود اینکه آن فرد گاهی جفا میکند، اما او همچنان به یادش خوشحال میشود و در مجالس مختلف به یادش فکر میکند. در نهایت، شاعر به نقش افراد شوخ در بنیاد مهر و محبت اشاره میکند که میتواند به خطر بیفتد.