نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۷ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

وصل تو گر زمانه نصیب رقیب کرد

شکر خدا که درد تو ما را نصیب کرد

در عشق صرفه یی نبرد جز کسی که او

دنیا و آخرت همه صرف حبیب کرد

عمری است کاشنای شگان در توام

بر من سگ تودوش نگاهی غریب کرد

پندم مده که هیچ دل از دست رفته ات

نشنیده ام که گوش به پند ادیب کرد

گلبانگ اهلی از گل رویت بلند شد

فیض جمال گل مدد عندلیب کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و درد ناشی از آن سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که اگر زمانه به رقیبش توجه کند، او شکر می‌کند که درد عشق او را نصیب کرده است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که عشق تنها برای کسی ارزش دارد که تمام دنیا و آخرت خود را برای محبوبش فدا کند. او همچنین به وابستگی عمیق خود به معشوقش اشاره می‌کند و می‌گوید که دیگران نمی‌توانند او را از عشقش جدا کنند. در نهایت، شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر زندگی خودش می‌پردازد و از آن به عنوان منبع الهام یاد می‌کند.