نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۰ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آب حیات کس بجز از جرعه کش نخورد

هرکس که توبه ز می آب خوش نخورد

هیچ از نعیم بزم بهشتش نصیب نیست

هرکس که باده با صنمی حوروش نخورد

در خون کشیدیم چکنم کز جفای بخت

دستم بدامن تو درین گیرو کش نخورد

زلفت گذشت بر رخ و روی تو چین گرفت

هرگز سپاه روم شکست از حبش نخورد

اهلی هزار شکر که چون شیخ خانقه

می در لباس زهد بدستار و فش نخورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوعات عشق، باده‌نوشی و توبه اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که تنها کسانی که از لذت‌های عشق و باده می‌نوشند، می‌توانند از زندگی واقعی و نعمت‌های بهشت بهره‌مند شوند. همچنین، شاعر به حوادث زندگی و جفای بخت اشاره می‌کند و از عشق و جذبیتی که در وجود محبوبش دارد می‌گوید. در نهایت، او به تضاد بین زهد ظاهری و لذت‌های معنوی اشاره کرده و تأکید می‌کند که عارفان واقعی نیز در عین زهد، از لذت‌های عمیق زندگی غافل نیستند.