شمارهٔ ۴۲۶ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوبان همه محبوب دل و آفت جانند
هرچند که من وصف کنم بهتر از آنند
در عبد تو شیرین دهن آن طفل نزاید
کش چاشنی شهد محبت بچشانند
تیر تو نشان مردمک دیده ما کرد
صاحب نظران در همه عالم به نشانند
خون گریه کند هرکه شود واقف حالم
پس حال من خسته همان به که ندانند
از مردمک دیده ما وصف لبت پرس
کاندر صفت لعل لبت خون بچکانند
شیرین دهنان را غم فرهاد وشان نیست
هرچند که اینطایفه دیدیم همانند
غم نیست که از بهر بتان دین رود از دست
دین من و ایمان من این طرفه بتانند
اهلی که ز خوبان بود امید هلاکش
وقت است که از بند امیدش برهانند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و محبوبیت خوبان میپردازد. شاعر اعتقاد دارد که موجودات زیبا و محبوب، دل را خوش میکنند و آفت جان هستند. هر چه که او از زیبایی و محبتی بگوید، هنوز هم آنها فراتر از وصف او هستند. او به شیرینی محبت و ارتباط میان خود و محبوب اشاره میکند و بر تأثیر آن بر احساسات و حالش تأکید میکند. در نهایت، شاعر به ناامیدی و غم ناشی از عشق میپردازد و از نیاز به رهایی از بند امید به محبت خوبان سخن میگوید.