نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۹ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو خستگان ز درد دل گشاد می‌یابند

ز نامرادی از این در مراد می‌یابند

ز باغ روی تو عشاق گل کجا چینند

همین بس است که بویی ز باد می‌یابند

ببین به گوشه چشمی که کشتگان غمت

بدین قدر دل خود از تو شاد می‌یابند

بتان شهر به بازار حُسنت ای یوسف

متاع خوبی خود را کساد می‌یابند

ز سگ کمند رقیبان بی‌ادب زان روی

که از سگان تو خود را زیاد می‌یابند

به کین اهلی از آن رو همیشه‌اند افلاک

که داغ مهر تواَش در نهاد می‌یابند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و شوق عاشقان نسبت به محبوب‌شان صحبت می‌کند. شاعر می‌گوید که وقتی خستگان از درد دل آرام می‌گیرند، به‌واسطهٔ نامرادی‌شان از این در به مراد خود می‌رسند. او اشاره می‌کند که عاشقان نمی‌توانند از باغ روی محبوب که نماد زیبایی است گلی بچینند، اما بوی دل‌انگیز آن را احساس می‌کنند. همچنین به تأثیر چشم‌وشمش محبوب بر دل عاشقان اشاره می‌شود که باعث شادی آن‌ها می‌شود. شاعر به زیبایی و محبوبیت محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی رقیبان نیز در بورس احساس ناامیدی می‌کنند و از مجاورت او بهره‌مند می‌شوند. در نهایت، شاعر به داغ عشق اشاره می‌کند که همواره در دل عاشقان باقی می‌ماند.