نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یاران چه شد که پرسش یاری نمیکند

بر دردمند خویش گذاری نمیکنند

از غصه بر کنار و چو گل در کنار هم

برما نظر ز گوشه کناری نمیکنند

مارا بسوخت یاد حریفان و این گروه

یادی ز حال سوخته باری نمیکنند

مردیم از انتظار و رفیقان بیوفا

آخر گذار هم بمزاری نمیکنند

اهلی ترا بناله که فریاد رس شود؟

کاین ناله های سرد تو کاری نمیکنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر درباره ناامیدی و غم ناشی از بی‌وفایی دوستان و یاران خود سخن می‌گوید. او از بی‌توجهی و عدم حمایت آن‌ها در سختی‌ها و دردمندی‌هایش گلایه دارد. شاعر احساس می‌کند که در عین نزدیکی، یارانش هیچ حمایتی از او نمی‌کنند و فقط به یاد لحظات گذشته بسنده کرده‌اند. او از بی‌نتیجه بودن ناله‌هایش و انتظارش از دوستانش ابراز ناامیدی می‌کند. احساس تنهایی و سوختن از یاد حریفان، او را به درد و اندوه بیشتری دچار کرده است.