نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زاهد، مرا که بیدل و دین آفریده اند

عیبم چه میکنی که چنین آفریده اند

روی تو بود قبله گه آسمانیان

روزی که آسمان و زمین آفریده اند

آه این چه قسمتست که هر محنتی که هست

از بهر عاشقان حزین آفریده اند

هرگز زمهر چرخ ندیدیم غیر کین

مهر سپهر را پی کین آفریده اند

اهلی ز گفتگو نتواند خموش شد

چون بلبلش برای همین آفریده اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوع آفرینش و تقدیر می‌پردازد و از اینکه انسان‌ها به خودی خود مجرم یا محکوم نیستند، بلکه این سرنوشت و حالت‌های آنان ناشی از آفرینش خداوند است، سخن می‌گوید. او به زیبایی و محبوبیت معشوق اشاره می‌کند و ادعا می‌کند که هر سختی و درد در زندگی، برای عاشقان و دل‌باختگان به عشق آفریده شده است. همچنین، به این نکته اشاره می‌کند که زندگی پر از کینه و درد است و انسان‌ها نمی‌توانند به‌راحتی ساکت شوند، زیرا طبیعت آن‌ها در نجوا و گفتگوست.