نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۳ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوبان بگلشن از نظر ما چه میروند؟

چون خانه پرگل است بصحرا چه میروند؟

در حیرتم که با خط یا قوت لعل تو

گل عارضان بحسن خط از جا چه میروند؟

آن صوفیان که منکر سودا و مستی اند

خود در سماع و رقص بسودا چه میروند؟

نازک دلان که طاقت خاری نیاورند

در گلستان آن گل رعنا چه میروند؟

غیرت برم که درگه خونریز عاشقان

بیدرد مردمان بتماشا چه میروند؟

خوش میکندد غارت دین زلف و خمال او

کافر دلان نگر که بیغما چه میروند؟

اهلی بگو که با رخ همچون بهشت او

این قوم گمره از پی دنیا چه میروند؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد و بررسی رفتارهای انسان‌ها و عاشقانی می‌پردازد که در جستجوی زیبایی و عشق، به مکان‌های مختلفی می‌روند. شاعر ابتدا به این نکته اشاره می‌کند که خوبان و زیبایی‌ها در جایی چون گلشن (باغ) وجود دارند و نیازی به رفتن به صحرا نیست. او به حیرت خود از افرادی که با وجود زیبایی‌ها و لذت‌های موجود، به دنبال چیزهای دیگر بوده و از عشق و جمال الهی غافل‌اند می‌پردازد. شاعر همچنین به صوفیانی اشاره می‌کند که خود را از شور و شوق عاشقانه منع می‌کنند اما در عین حال در حال رقص و سماع هستند. او به نازک‌دلان نیز می‌گوید که چگونه نمی‌توانند تحمل ناملایماتی را داشته باشند، اما در دل گلستان از زیبایی‌های عشق غافلند. شاعر به غیرت عاشقان خونریز اشاره می‌کند که در برابر تماشای بی‌دردان و غفلت‌زده‌ها، نگران است. او به عواقب دین‌داری و عشق به زیبایی‌ها اشاره دارد و در نهایت از اهلی می‌خواهد که بگوید این گمراهان چگونه در پی دنیا رفته‌اند، در حالی که او خود بهشت را در چهره محبوبش می‌بیند.