نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خاری که راه در دل از آن جور پیشه کرد

از بسکه ماند در دلم آن خار ریشه کرد

سنگین دلی است صورت شیرین که کوهکن

بوسی تراش ازو نتواند به تیشه کرد

مردم پری به شیشه، گر از ساحری کنند

چشم خوش تو مردم ساحر بشیشه کرد

هرکس که مست آهوی چشم تو گشته است

مشنو که پنجه با سگ او شیر بیشه کرد

ورد فرشته بود چو اهلی طریق من

تعلیم غمزه تو مرا سحر پیشه کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود نسبت به عشق و زیبایی می‌پردازد. او با استفاده از تصاویری از درد و رنج ناشی از عشق، مانند خاری که در دل ریشه دوانده، به توصیف عواطف خود می‌پردازد. همچنین، زیبایی محبوبش را با توصیفاتی مانند "صورت شیرین" و "چشم خوش" ستایش می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه عشق او را به حالت مستی و شگفتی درآورده است. در نهایت، شاعر به سحر و جادوی عشق اشاره می‌کند که زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار داده و او را به دنیای جدیدی از احساسات منتقل کرده است.