شمارهٔ ۴۷۷ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
وصل ما یکنفس از روی نکویی باشد
بلبل از صحبت گل مست ببویی باشد
زندگی چیست کناری و لبی بوسیدن
خاصه آنهم بکنار لب جویی باشد
دشمنم طالع خویش است که یارم سازد
هر کجا سنگدل عربده جویی باشد
با همه سازم و از خوی تو سوزم که چرا
بخلاف همه کس عادت و خویی باشد
گرچه اهلی بسخن بلبل سیرین نفس است
گرنه ذکر تو کند بیهده گویی باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی ارتباط انسانی است. شاعر به وصف لحظههای شیرین وصال و عشق میپردازد، جایی که بوسهها و نزدیکی به محبوب معنی زندگی را تشکیل میدهد. او همچنین از درد عشق و سختیهای آن صحبت میکند و اشاره میکند که گاهی دشمنیها و دشواریها بر سر راه عشق وجود دارد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که یاد محبوبش همواره در دلش هست و حتی صحبت از او، برایش ارزشمند و دلنشین است.