شمارهٔ ۴۹۱ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از صحبت ما درد کشان بازنخیزد
صد شیشه دل بشکند آواز نخیزد
بگذار که دل برکند از مهر تو عاشق
کاین مهر گیا گر بکنی باز نخیزد
در گلشن فردوس اگر سرو نشانند
خوشتر ز تو ای سرو سرافراز نخیزد
نردی است نظر بازی ما کز سر آن نرد
تا جان ندهد عاشق جان باز نخیزد
پروانه دل گر نبود میل هلاکش
پیش رخت ای شمع بپرواز نخیزد
زان خانه خراب است چنین اهلی بیدل
کز کوی تو ای خانه برانداز نخیزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و درد و رنجی میپردازد که از جدایی و بیمهر شدن معشوق ناشی میشود. شاعر میگوید که اگر درد عاطفی ما را نرساند و تأثیری نگذارد، هیچ چیز نمیتواند جگر ما را جریحهدار کند. حتی عشق به معشوق نیز نمیتواند به آسانی فراموش شود. او همچنین تأکید میکند که زیباترین گلها و درختان نیز در مقایسه با محبوب او هیچ ارزش و زیبایی ندارند. در نهایت، شاعر به سرنوشت خود اشاره میکند و میگوید که با دوری از معشوق، خانه دل او ویران است و نمیتواند بدون او آرامش یابد.