شمارهٔ ۵۰۳ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
چو گلت شکفت از می عرق از کناره سرزد
ز مهت شفق برآمد ز شفق ستاره سرزد
به تفرج از سرکو چو برآمدی خرامان
مه نو به بام گردون ز پی نظاره سرزد
بنما چو ماه عیدم ز کنار بام ابرو
که کم از کنار بامی چو تو ماهپاره سرزد
ز سرشک چشم مجنون گل حسرت و ندامت
نه ز گل دمید تنها که ز سنگ خاره سرزد
به زمین فرو ز خجلت رود آفتاب گردون
مگر از کنار میدان مه من سواره سر زد
به کنایه گفت مستی، که یکیست با تو اهلی
سخن حقیقت آخر ز شرابخواره سرزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف زیبایی و جوانی معشوق میپردازد. او با استفاده از تصاویر طبیعی، از شکفتن گل که نماد زیبایی است و زایش ستارهها صحبت میکند. با اشاره به حرکت ملایم معشوق و نور مه، شاعر احساسات خود را نسبت به او ابراز میکند. همچنین، اشاره به حسرت و ندامت در دل عاشق و شرابخواری به عنوان نمادی از حقیقت، نشاندهنده عمیق بودن عواطف وی است. در کل، شعر ترکیبی از زیبایی، عشق و اندوه است که در تصاویری زنده و خیالانگیز بیان شده است.