شمارهٔ ۵۰۴ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای همنفسان دست ز ما باز گذارید
کار دل ما را بخدا باز گذارید
دستش چه گرفتید گرم میکشد از جور
من دانم و آن دست شما باز گذارید
چون بر سر کویش نتواند که پرد مرغ
پیغام دل ما بصبا باز گذارید
ای ماهر خان گرچه جفا لازم حسن است
آخر به کرم بخش وفا باز گذارید
یکباره همه صبر و سکون را نتوان برد
یکپاره برای دل ما باز گذارید
یاران، دل اهلی سر بهبود ندارد
از زندگیش دست دعا باز گذارید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از دوستان و همنفسانش میخواهد که از دخالت در امور دل او دست بردارند و اجازه دهند که قلبش به خدا سپرده شود. او بیان میکند که تحمل درد و رنج بسیار برایش دشوار است و از آنها میخواهد تا پیام عشق و دلسوزیاش را به معشوق برسانند. شاعر به زیبایی و جفا در عشق اشاره میکند و از یاد نبردن مهربانی و وفا طلب میکند. در نهایت، او از یارانش میخواهد که در دعا برای بهبود حال دلش، دست از تلاش برندارند.