شمارهٔ ۵۰۵ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
سگ آن طیب انفاسم که رشک مشک چین باشد
نسیمی کز چنان گلزار خیزد اینچنین باشد
چنان از شوق او مستم که یکسان است پیش من
اگر در غایت یاری اگر در عین کین باشد
وصال مار اگر جویم حریفی بوالهوس باشم
من و گنج خیال او وصال من همین باشد
از آن لب بسته ام دایم کزین آتش که من دارم
نفس گر میزنم ترسم که آه آتشین باشد
حریف عاشقان اهلی نه از راه سلامت شد
ملامت کش کسی باشد که با همنشین باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و اشتیاقی عمیق نسبت به معشوق است. شاعر بیان میکند که احساسات او مانند نسیمی است که از گلزار میآید و از شوق معشوق مست و سرشار است، به طوری که فرقی نمیکند چه نوع احساساتی، محبت یا کینه، وجود داشته باشد. او از وصال معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی اگر به او برسد، فکر و خیال او همچنان در دلش باقی خواهد ماند. در پایان، شاعر اشاره میکند که عاشقان واقعی بخاطر رنج و درد به وجود آمده به وسیله عشق، متحمل ملامت و سرزنش میشوند.