نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۶ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دل شکسته ما گنجی از وفا دارد

بخر شکسته ما را که سودها دارد

مکن کناره ز عاشق اگرچه درویش است

که پرتو نظرش فیض کیمیا دارد

جفا و خشم تو ما را وفا و مهر افزود

کرشمه های محبت لطیفه ها دارد

بلب حواله ما کن حواله بچشم

که چشم مست تو پروای ما کجا دارد

تو آفتاب جهانی نظر دریغ مدار

ز حال سوخته یی کز جهان ترا دارد

مراد دوست بدست آر و غم مخور اهلی

که هرچه خصم کند دوست کی روا دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و وفا است. شاعر به محبوب می‌گوید که دل شکسته‌اش حاوی وفاداری و ارزش‌های زیادی است و از او می‌خواهد که او را بپذیرد. او تاکید می‌کند که نباید به عاشق، حتی اگر فقیر باشد، بی‌توجهی کرد، زیرا عشق او دارای نور و برکت است. همچنین شاعر به محبت و مهری که از سوی محبوب دریافت می‌کند اشاره می‌کند و می‌گوید که این محبت از جفا و خشم کمتری تاثیر نمی‌پذیرد. او از محبوب می‌خواهد که به او توجه کند و به خاطر حال سوخته‌اش، به او نگاه کند. در نهایت، شاعر تصمیم به آرامش می‌گیرد و اطمینان می‌دهد که با دوست بودن، مشکلات را نادیده خواهند گرفت، چون حتی اگر دشمنی هم وجود داشته باشد، عشق دوست آن را جبران خواهد کرد.