شمارهٔ ۵۱۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن تقوی ام که از همه کس احتراز بود
تقوی نبود مایه صد کبر و ناز بود
ساقی که می بخرقه این توبه کار ریخت
خوش کرد اگرنه قصه تقوی دراز بود
روشن بود چراغ تو ای پیر زانکه من
هر وقت کآمدم در میخانه باز بود
از جنگ و بحث مدرسه رفتم بمیکده
دیدم میان درد کشان صد نیاز بود
اهلی شکست کار تو میخواست مدعی
بیچاره غافل از کرم کارساز بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر مفهوم تقوی و ریاکاری است. شاعر میگوید تقوی واقعی به معنای پرهیز از دیگران نیست، بلکه ریا و کبر است. او اشاره میکند که اگر ساقی می، در دل کاسبهایی که به توبه پرداختهاند، ریخته باشد، خوب است وگرنه داستان تقوی طولانی و بیفایده است. شاعر همچنین بر این نکته تأکید میکند که با وجود حضور در میخانه، چراغ هدایت پیر و دانا همیشه برایش روشن بوده است. او از کارهای علمی و جدالهای مدرسه به میخانه آمده و در آنجا نیازهای واقعی را یافته است. در نهایت، شاعر به آگاه نبودن افرادی اشاره میکند که نتوانستهاند کرم و کمک خداوند را درک کنند.