نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۴ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

سر من اگر نشانی ز در کنشت دارد

چکنم کسی چه داند که چه سرنوشت دارد

بصلاح و پند مردم تن من چگونه چون خم

نشود سرشته می که چنین سرشت دارد

نرسد بدرد نوشان المی ز سیل فتنه

که سراچه محبت نه بنای خشت دارد

چو قدح کشیم رنجد چو کنیم توبه گوید

که هنوز عاشق ما غم خوب و زشت دارد

چو شراب خورد اهلی ز کف حبیب امشب

که حواله صبوحی به می بهشت دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی احساسات و سرنوشت فرد می‌پردازد. شاعر از دردی می‌گوید که ناشی از عشق و شرایط زندگی‌اش است. او به این نکته اشاره دارد که مردم نمی‌توانند بفهمند درد و خوشی او چگونه با هم درآمیخته است. همچنین، او به مشکلاتی اشاره می‌کند که در عشق و محبت ممکن است پیش بیاید و اینکه ما باید در مواجهه با این مشکلات صبور و محتاط باشیم. در نهایت، او از لحظات شیرین و دلپذیر عشق می‌گوید که برغم تمامی سختی‌ها، هنوز زیبایی‌هایی وجود دارد که ارزش تجربه کردن را دارد.