نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۰ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گفتم ار عاشق شوم گاهی غمی خواهم کشید

من چه دانستم که بار عالمی خواهم کشید

زهر پنهان در می عشق است اما دلکش است

کشته هم گر میشوم زین می دمی خواهم کشید

چشم خونریز تو گر مردم کشی زین سان کند

در سر کوی تو هر دم ماتمی خواهم کشید

آتش محرومیم تیزست و نتوان باتو گفت

این سخن باری بگوش محرمی خواهم کشید

چاک شد زان لب دلم اهلی کمال شوق بین

کاینچنین زخمی به یاد مرهمی خواهم کشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و دردهای ناشی از آن صحبت می‌کند. او بیان می‌کند که اگر عاشق شود، قطعاً غم‌هایی را تجربه خواهد کرد و نمی‌دانسته که این عشق بار سنگینی بر دوش او خواهد گذاشت. شاعر به زهر پنهان در عشق اشاره می‌کند که گرچه تلخ است، اما جذاب و دلکش نیز به نظر می‌رسد. او نشان می‌دهد که حتی اگر در این عشق کشته شود، همچنان بخواهد از آن می‌نوشد. همچنین به محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید که چشمان او می‌تواند جان افراد را بگیرد و در کوی او دائماً در حال سوگواری است. در نهایت، شاعر از زخم‌های ناشی از عشق سخن می‌گوید و می‌خواهد یادگاری از این شوق و درد را به جا بگذارد.