شمارهٔ ۵۲۳ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دل از غم زار و یارش صحبت اغیار میباید
هلاک جان عاشق را همین در کار میباید
به لاف عاشقی نتوان ز خیل عشقبازان شد
جگر پرخون و دل پُردرد و دل افگار میباید
به اندک عشوهٔ لطفی که از یاری کسی خواهد
تحمل بر جفای دشمنش بسیار میباید
بدان کان نمک یعقوب یوسف را کند همسر
دریغا دیدهٔ بینا درین بازار میباید
بهشت و کوثر و غلمان ترا ارزانی ای زاهد
سخن از یار گو با ما که ما را یار میباید
چه سود از این که میگویم فدایت باد جان من
به گفتن راست ناید کار را کردار میباید
سر کوی تو گلزاریست ای سرو از گلاندامان
چو اهلی عندلیبی هم در این گلزار میباید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و رنجهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که عاشق نمیتواند از درد و غم دوری یار خود رها شود و برای عشق واقعی، باید درد و رنج آن را تحمل کند. همچنین، او بر این باور است که عشق تنها با گفتن نمیتواند ثابت شود و باید با عمل و تجربه نشان داده شود. شاعر در نهایت به زیبایی و لذتهای عشق اشاره میکند و به یاد یار در قالب یک گلزار اشاره میکند که نشاندهندهٔ زیبایی و نشاط عشق است.