نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۵ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

شاید که پرده زان رخ باد صبا گشاید

روی گشاده او کار مرا گشاید

ما را ز بوی یوسف نگشود هیچ کاری

شاید که آن سهی قد بند قبا گشاید

زان آفتاب خوبان یکذره کم نگردد

گر چشم التفاتی بر حال ما گشاید

این ناز و سر بلندی کاین سرو ناز دارد

کی نرگسش سوی ما چشم رضا گشاید

اهلی منال از آن بت کز ناز برتو دربست

یک در اگر به بندد صد در خدا گشاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و محبت معشوق اشاره می‌کند و امید دارد که روزی از زیبایی و ناز او بهره‌مند شود. او با استفاده از نمادهایی چون یوسف و آفتاب، longing برای توجه و نگاه معشوق را بیان می‌کند. همچنین، به ناز و سر بلندی معشوق و محدودیت‌هایی که عشق برای او به وجود آورده، اشاره می‌کند و در نهایت بیان می‌کند که اگر معشوق دری را بر او ببندد، خداوند درهای دیگری را به رویش خواهد گشود.