شمارهٔ ۵۳۲ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
سر به جای پای در میخانه میباید نهاد
جای مردان را قدم مردانه میباید نهاد
گر خراباتی و مستی جامهٔ رندی بپوش
ورنه این زهد و ورع در خانه میباید نهاد
اندکاندک چند سوزد کس به داغ عاشقی
داغ دل یکباره چون پروانه میباید نهاد
واعظا، ما نیز بیداریم پر افسون مدم
کودکان را گوش بر افسانه میباید نهاد
اهلی آن گنجی که میجویی در این ویرانه نیست
پا برون زین عالم ویرانه میباید نهاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تأکید بر اهمیت آزادی، عشق و رهایی از قید و بندهای اجتماعی میپردازد. شاعر به مقایسهی زندگی عارفانه و زهد گرایی با مستی و رندی میپردازد و معتقد است که باید به جای زهد و تظاهر به تقوا، به زندگی واقعی و عشق حقیقی پرداخته شود. در این راه، باید به دنبال حقیقت در دل و جان خود بود و از جستجوی بیرونی دست کشید. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که گنج واقعی در زندگی، در دل و درون خود ماست و نه در این دنیای ویران.