شمارهٔ ۵۳۵ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
چون گل روی تو را آتش می تاب دهد
عارض پر عرقت چشم مرا آب دهد
سوی مسجد مرو ای قبله من ورنه امام
رو بسوی تو کند پشت به محراب دهد
نرگس مست تو ای شوح چه مشرب دارد
که به بیگانه می و زهر با حباب دهد
گر چنین سیل دمادم رود از دیده ما
عاقبت گریه ما خانه بسیلاب دهد
اهلی ایمن نشود از تو گرش جام دهی
کاین شراب آن دم آبی است که قصاب دهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به توصیف زیبایی و جذبه چهره معشوق میپردازد و نشان میدهد که چگونه این زیبایی بر دیگران تأثیر میگذارد. او با زبان استعاری و تشبیه، عشق و شوق را در قالب تصاویر زیبا و خیالانگیز بیان میکند. شاعر همچنین به تضاد عشق و دین اشاره میکند و میگوید که محبت معشوق میتواند انسان را از مسیر نماز و عبادت برگرداند. در نهایت، او به تأثیرات عمیق احساسات درونی و تاثیرات عشق اشاره میکند که میتواند منجر به اندوه و غم عمیق شود.