شمارهٔ ۵۴۶ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر مست تو آهی ز سر درد برآرد
از خاک تن مدعیان گرد برآرد
گر بر دمد از خاک من خسته گیاهی
بی باد خزانی ورق زرد برآرد
صد خانه بفریاد شب از من که درین کوی
تا چند فغان این سگ شبگرد برآرد
خامست دل صومعه پرورد و خوش آن دل
کش پیر مغان میکده پرورد برآرد
مرد از غم یوسف چو زلیخا نزند آه
افغان ز محبت دل نامرد برآرد
مشکل که نسوزد دل آزاده اهلی
کاین آه تو دود از دل بیدرد برآرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره درد و رنج ناشی از عشق و فراق است. شاعر به توصیف حالتهای درونی خود میپردازد و اشاره میکند که چه بهشتی از احساسات و نابسامانیها در وجودش وجود دارد. اگر چه عشق و درد آن را پر کرده، اما این احساسات میتوانند به زیباییهای خاصی در وجود انسان تبدیل شوند. شاعر همچنین به تأثیرات روحی و عاطفی این دردها اشاره دارد و بر عمق این تجربیات تأکید میکند. این ابیات نشاندهندهی تضاد عشق و زخمهای ناشی از آن هستند و بیان میکنند که احساسات پرشور چگونه میتوانند همزمان زیبا و دردآور باشند.