شمارهٔ ۵۵۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای تازه گل که بوی خوشت دم ز روح زد
خرم کسی که با تو شراب صبوح زد
در حیرتم که خاک درت از چه گل نساخت
اشکم که تخته بر سر طوفان نوح زد
ای میفروش در بگشا جرعه یی ببخش
کاین در کسی که زد بامید فتوح زد
ناصح برو که دست بهر کس نمیدهد
کوی قبول توبه که دست نصوح زد
اهلی که مرده بود زغم زنده شد که باز
راه کهن بتازه جوانی چو روح زد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد. شاعر خطاب به محبوبش از عطر خوش او و تأثیر آن بر روح خود سخن میگوید. او به حیرت از اینکه خاک درگاه محبوبش از چه گلی ساخته نشده، ابراز میکند و اشک خود را به طوفان نوح تشبیه میکند. با دعوت به لذت از شراب و دوری از نصیحتکنندگان، او تازگی و جوانی را در زندگی و عشق احساس میکند و به زندگی دوباره از غم اشاره میکند. در کل، شعر حاکی از عشق، زیبایی و تجربه شادی از زندگی است.