نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۳ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

عاشق دلریش را زخم تو مرهم دهد

مرده دلانرا شفا عیسی مریم دهد

صید خودم از چه کرد چشم تو کز من رمید

آهوی چشم خوشت بازی آدم دهد

صد گل راحت دمد از پی هر خار غم

ناله ز زخمی مکن کانهمه مرهم دهد

تلخی غم عاقبت کام تو شیرین کند

آنکه می تلخ داد نقل وفا هم دهد

گر تو بغم راضیی شادی و محنت یکی است

شاد شو از داد دوست گر همه ماتم دهد

می به طلب کم دهد، ساقی بدخوی را

گر تو طلب کم کنی جام دمادم دهد

هرکه چو اهلی شناخت قیمت حسن تو را

یکسر موی ترا کی بدو عالم دهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و تأثیر عمیق آن بر زندگی انسان‌ها می‌پردازد. شاعر به تمجید از قدرت شفابخش عشق و زیبایی می‌پردازد و می‌گوید که عشق می‌تواند دل‌های مرده را زنده کند و زخم‌های روحی را درمان نماید. او به بازی‌های چشمان معشوق اشاره می‌کند که می‌تواند دل عاشق را برباید. همچنین بیان می‌کند که هر غمی به نوعی می‌تواند به شادی تبدیل شود و عشق واقعی می‌تواند حتی در روزهای سخت هم آرامش و امید به ارمغان آورد. شاعر به این نکته اشاره دارد که اگر فردی درک صحیحی از زیبایی و ارزش عشق داشته باشد، به آن اهمیت خواهد داد و به آن ارج خواهد نهاد.