نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روزی که ماه ابروی آن شوخ کم نمود

روزی بما گذشت که صد سال غم نمود

در سینه تخم مهر چه حاصل دهد که بخت

از زخم ناخنم همه داس ستم نمود

جان بخشدت سگم چو قدم بر سرم نهد

مارا سگ تو هم قدم و هم کرم نمود

تا یافتیم پایه معراج نیستی

راه هزار ساله بما یک قدم نمود

عشق تو بسته بود ره از شش جهت بخلق

هجرت دلیل ما شد و راه عدم نمود

گر راه کعبه بر دگران میزند صنم

اهلی دلش بکعبه دل آن صنم نمود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عواطف عمیق و حسرت عاشقانه شاعر می‌پردازد. شاعر از روزهایی سخن می‌گوید که به خاطر فاصله از معشوق، غم و اندوهی طولانی را تجربه کرده است. او به زخم‌های درونی‌اش و تأثیر عشق بر زندگی‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی در سختی‌ها و ناامیدی‌ها، عشق موجب می‌شود که مسیرهای دشوار به آسانی طی شوند. همچنین، شاعر به زیبایی عشق و تقدس آن اشاره می‌کند و می‌گوید که مسیر دل‌باختگی و دوری از معشوق، به او معنایی عمیق‌تر می‌دهد. در نهایت، او عشق را مانند کعبه‌ای می‌داند که دل‌های عاشقان را به سوی خود جلب می‌کند.