نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر که فکر از برق آه عاشق مسکین کند

تکیه کی بر بیستون چون صورت شیرین کند

گر ز ناکامی بپای شمع خود پروانه سوخت

کام او این بس که شمعش گریه بر بالین کند

کی دعا فریادرس گردد چو دشمن گشت دوست

گر دعا گوید مسیح و جبرییل آمین کند

باز میخواهد که گردد مهربان با ما ولی

چرخ بد مهر از حسد مشکل که ترک کین کند

راست میگوید که حدم نیست وصل اما چه شد

گر به پیغام دروغی خاطرم تسکین کند

دعوی معجز کند همچون مسیحا شیخ شهر

گر حدیثی از لب او مرده را تلقین کند

وصف رخسار بتان نازکتر از اهلی که کرد؟

بلبلی باید که وصف لاله و نسرین کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و رنج عاشق و احساسات پیچیده‌اش می‌پردازد. شاعر از عشق و ناکامی‌ها صحبت می‌کند و به تضادهایی که در احساسات و روابط پیش می‌آید اشاره می‌کند. او به حسادت و ناپایداری‌ دنیا نیز انتقاد می‌کند و بر نیاز به عشق و محبت تأکید می‌نماید. در نهایت، شاعر می‌گوید که در دنیای پر از فریب و دروغ، زیبایی و عشق واقعی همیشه در تلاش برای بروز هستند، هرچند که در بسیاری از مواقع بر اثر حسد و مشکلات به درد و رنج می‌انجامند.