شمارهٔ ۶۱۲ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
باز از فریب وعده دلم را شکیب داد
صد بارش آزمودم و بازم فریب داد
زیب جمال او نه که مشاطه داده است
خورشید را که زینت و آیین و زیب داد؟
در رشک آن سرم که بفتراک خویش بست
کو را هزار بوسه به ران و رکیب داد
بخت از لبش دهد همه را بیحساب بخش
مارا که نیست وعده بروز حسیب داد
شادم بوصل و هجر که کشتی بخت هم
در موج عشق تن بفراز و نشیب داد
من خود سگ که ام که بر آن کوی بگذرم
جایی که شیر را سگ کویش نهیب داد
از خنده گر نداد شکیب دل آن پری
اهلی ز گریه داد دل آن ناشکیب داد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و درد ناشی از عشق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و شاعرانه، به فریبندگی معشوق و ناپایداری عشق اشاره میکند. او از یک سو به زیبایی معشوق و تأثیرات آن بر خود میبالد، اما از سوی دیگر از درد و ناکامیهایی که در این راه متحمل شده است سخن میگوید. احساساتی چون شادی، شکایت و نارضایتی در برابر عشق و بیوفایی معشوق به وضوح در این اشعار دیده میشود. در نهایت، شاعر به حالت تسلیم و حقارت خود در برابر عشق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق، چه خوب و چه بد، در زندگیاش تأثیرگذار است.