شمارهٔ ۶۱۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گرچه با روی نکو خوی نکو می باید
عاشقان را ز بتان تندی خو می باید
چند کوشیم و نبخشد لب او آب حیات
کوشش ما چکند بخشش از او می باید
نه که هر سرو قدی دل برد از دست کسی
سرو سیمین بدنی غالیه مو می باید
گوشه چشم من ای سرو سهی مایل توست
منزل سرو سهی بر لب جو می باید
تا تو در معرکه یی در پی چوگان بازی
سر ما در پی چوگانت چو گو می باید
احتراز تو ز من چیست بگفتار رقیب
احتراز از سخن بیهده گو می باید
اهلی از لعل تو گر میطلبد آب حیات
تا بود زنده چو خضرش تک و پو می باید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و جستجوی زندگی و عشق در آن است. شاعر میگوید که برای عاشقان باید نیکسیرتی و زیبایی را جستجو کرد و از عشق برای رسیدن به حیات و سرزندگی استفاده کرد. او اشاره میکند که تلاش برای رسیدن به معشوق ممکن است بینتیجه باشد، اما همچنان باید کوشش کرد. شاعر همچنین به زیباییهای معشوق و تاثیر آنها بر دل عاشق اشاره میکند و تأکید دارد که عشق و زیبایی باید در هم تنیده شوند. در نهایت، شاعر از احترازها و لزوم پرهیز از سخنان بیهوده در عشق صحبت میکند و به دنبال آب حیات و جاودانگی است.