شمارهٔ ۶۲۱ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
از تماشای تو کس منع دل ما نکند
صورت خوب که بیند؟ که تماشا نکند
پیش ما دار فنا مرتبه معراج است
جز شهید غمت این مرتبه پیدا نکند
پر مکن عیب سیه رویی خورشید پرست
که ترا غیرت این آینه رسوا نکند
با وجود تو بمحراب کسی سر چه نهد
جای آنست که سر پیش تو بالا نکند
شمع رخسار تو در سوختن خسته دلان
آفتابی است که یکذره محابا نکند
در صوفی بگشایند بآن شرط ولی
که در عربده بر درد کشان وا نکند
باده اهلی بکسی پیر خرابات دهد
که بنوشد می و بنشیند و غوغا نکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و میگوید که هیچکس نمیتواند از تماشای او دل بکند. شاعر به قدرت و عظمت عشق اشاره میکند و بیان میکند که مقام عشق آنقدر بلند است که جز کسی که در عشق شهید شده باشد، نمیتواند به آن دست یابد. در ادامه، به انتقاد از کسانی میپردازد که عیبهای معشوق را میگیرند و تأکید میکند که زیبایی او باید مورد احترام قرار گیرد. شاعر همچنین به احساسات عاشقانه و بیتابی دل عاشقها در برابر زیبایی معشوق اشاره میکند و به صوفیان میگوید که باید در عشق راستگو باشند. در نهایت، بادهنوشی را فقط برای کسانی میداند که در عشق صادق هستند و فقط جنجال و بینظمی نکنند.