نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲۵ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جز در حرم کوی تو دل خانه نگیرد

مرغ دل ما انس به بیگانه نگیرد

من عاشقم از می زدنم عیب نشاید

صاحب خرد این نکته بدیوانه نگیرد

از دانه اشکی که فشانم بسوی صید

کس مرغ بهشتی بچنین دانه نگیرد

در عشق بتان شرح بلا غایت خامی است

دل سوخته هنگامه بر افسانه نگیرد

هر کی که چشد چاشنی درد محبت

درمان نبود تاره میخانه نگیرد

از پرتو خورشید فلک بیش برد فیض

درویش اگر رخنه ویرانه نگیرد

اهلی اگر آن شمع بپروانه زد آتش

باشد که در او آتش پروانه نگیرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و تنهایی سخن می‌گوید. شاعر به اهمیت عشق و وابستگی به معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که هیچ چیز جز حضور معشوق نمی‌تواند دل او را شاد کند. او اعتراف می‌کند که عشق ناشی از درد و رنج است و افرادی که در این عشق طعم درد را چشیده‌اند، دیگر به راحتی نمی‌توانند از آن رهایی یابند. همچنین شاعر تأکید می‌کند که حتی در سختی‌ها و مشکلات نیز عشق ارزشمند است و از آن می‌تواند نور و فیض بگیرد. در نهایت، او به پیوند میان شمع و پروانه اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشق می‌تواند هم تخریب‌کننده و هم زیبا باشد.