نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳۰ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

حسن کس از دلم آن شکل و شمایل نبرد

مرهم درد توام وصل کس از دل نبرد

هیچ دل جان نبرد از غم عشق تو برون

هیچکس کشتی ازین ورطه بساحل نبرد

دل هر کس که قبول تو نشد مقبل نیست

حسن مقبول تو غیر از دل قابل نبرد

عشرت همنفسان ناله من ماتم کرد

هیچ عاقل من دیوانه به محفل نبرد

بار در کعبه دل یافت بخدمت اهلی

هرکه خدمت نکند بار بمنزل نبرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلبستگی عمیق به معشوق است. شاعر بیان می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند زیبایی و魅بت معشوق را از دل او بگیرد و هیچ کس نمی‌تواند غم عشق او را تحمل کند. همچنین، اشاره می‌کند که دل‌هایی که پذیرای عشق نیستند، ارزشمند نیستند. شاعر از درد و ناله‌های ناشی از عشق صحبت می‌کند و می‌گوید که در جمع‌های شاد نیز به خاطر عشقش غمگین است. در نهایت، تأکید می‌کند که هرکس به عشق واقعی نمی‌رسد و تنها آن‌هایی که به معشوق خدمت می‌کنند، بار عشق را به درستی تحمل می‌کنند.