شمارهٔ ۶۳۶ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به هر ناجنس چون طوطی دل ما کی سخن دارد
کسی همرنگ ما باید که ما را در سخن آرد
غیورست آن شه خوبان و غیر اینجا نمیگنجد
کسی گیرد عنان او که دست از خویش بگذارد
به غیر از عشق خونخوارت کسی غمخوار ما نبود
سر مجنون به غیر از ناخن شیران که میخارد؟
رسید آن جنگجو مست و عرق میبارد از عارض
دلا در گوشه یی بنشین که هر سو فتنه میبارد
دل ما خرمن عشق است و ما خود خوشه چین اهلی
چه غم داریم اگر ما را به یک جو خواجه نشمارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف دل و عشق خود میپردازد. او بیان میکند که برای ارتباط و گفتگو با دل، نیاز به فردی همرنگ و مشابه دارد. عشق را به عنوان تنها غمخوار واقعی خود معرفی میکند و از قهر و غیور بودن معشوق سخن میگوید. شاعر به جنگجویی پرشور اشاره دارد که در حال مستی و شور است، و او را دعوت میکند که در مکانی آرام بنشیند زیرا اطرافش پر از فتنه و آشوب است. در نهایت، شاعر از زندگی ساده و آرام خود در دل عشق سخن میگوید و احساس رضایت میکند، حتی اگر دیگران آنها را بیاهمیت شمارند.