شمارهٔ ۶۴۱ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
گر درد خسته یی را درمان دهی چه باشد؟
کار شکسته یی را سامان دهی چه باشد؟
جایی که بیدلان را در کار تو زیان شد
گر تو به نیم خنده تاوان دهی چه باشد؟
چشم تو کار ما را سازد بیک کرشمه
گر اینقدر تو ما را فرمان دهی چه باشد؟
لب تشنه امیدیم ای ابر رحمت از تو
کشت امید ما را باران دهی چه باشد؟
آنجا که با حریفان می نوشی آشکارا
گر جرعه یی به اهلی پنهان دهی چه باشد؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات به موضوعات عشق، امید و تأثیرات محبت اشاره دارد. شاعر از درد و رهیافتن به درمان سخن میگوید و این که در کارهای شکسته و ناکام موفقیت به دست آوردن چه ارزشی دارد. او به زیانهایی که در عشق متحمل شده، اشاره کرده و از محبوبش میخواهد که با نگاهی یا لبخندی به او مساعدت کند. همچنین، شاعر از تشنگی و نیاز به امید سخن میگوید و دعوت به بارش رحمت میکند. در پایان به پنهانی در عشق و نوشیدن از آن اشاره کرده و میپرسد که اگر جرعهای از این عشق به او داده شود، چه چیزی خواهد بود.