شمارهٔ ۶۴۵ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
رقیب از رشک من هر لحظه در خارها دارد
که آن یوسف رخ از شوخی بمن آزارها دارد
مرا چون بید بنماید بغیر و زیر لب خندد
من از آن خنده میابم که با من کارها دارد
بهرجاییکه بنشیند چو خیزد دامن افشاند
که میداند ز مژگانم بدامن خارها دارد
نگویم با پری ماند پری را من کجا دیدم
همی بینم که نقشی بر در و دیوارها دارد
سگ کوی بتان باشد خورد سنگ جفا اهلی
نه از بیگانه بلک از خویشتن آزارها دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به رقابت و حسادت خود از سوی رقیب اشاره میکند که به خاطر زیبایی یوسفسان او را آزار میدهد. رقیب به گونهای رفتار میکند که باعث ناراحتی او میشود و شاعر از خندهاش میفهمد که به او اهمیت میدهد. همچنین شاعر اشاره میکند که هر جا رقیب میرود، او را تحت نظر دارد و از جاذبهاش آسیب میبیند. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که آزارهایی که تجربه میکند بیشتر ناشی از درونیات خود اوست تا از بیرون.