نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

تا عشق از آن ما شد بخت از جهان بر افتاد

تا ملک حسن از او شد مهر از میان بر افتاد

حسنش که بود پنهان برقع فکند ناگه

شور از جهان بر آمد عشق نهان بر افتاد

تا خانه کرد آن مه در کوچه خرابات

بسس خانمان فروشند بس خاندان بر افتاد

باران عشق آمد پایم بگل فروشد

سیل بلا بر آمد بنیاد جان بر افتاد

از نام ما نشانی در خاطر که ماند؟

ما را که همچو اهلی نام و نشان بر افتاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تأثیر عمیق عشق و زیبایی بر زندگی و جهان است. شاعر بیان می‌کند که با ورود عشق و معشوق، همه چیز دگرگون می‌شود و زیبایی و شور و شوق از عالم رخت بر می‌بندد. وقتی معشوق خود را نمایان می‌کند، همه چیز در هم می‌ریزد و عشق بر زندگی تسلط می‌یابد. شاعر همچنین به تبعات عمیق عشق، از جمله اندوه و خرابی‌ها، اشاره می‌کند و نام و نشانی از خود را در دنیا نمی‌بیند، به‌طوری‌که همه چیز به فراموشی سپرده می‌شود. به‌طور کلی، این شعر به قدرت عشق و تأثیر آن بر وجود انسان‌ها می‌پردازد.