نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴۷ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

من که بیهوشم از او مست شرابم می‌کنید

می‌کنید از لب او یاد و خرابم می‌کنید

یاد او در سر من بیشترم می‌سوزد

سوختم آخر از این بیش کبابم می‌کنید

باری از یاری غیرش به من ای هم‌نفسان

می‌دهید آگهی و دیده پرآبم می‌کنید

چند سوزد جگرم یاد بهشتی‌صفتی

دوزخی دارم از این بیش عذابم می‌کنید

به خیال رخ آن شوخ چو اهلی امشب

دیده خوابم نفسی پشت ز خوابم می‌کنید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ محبت و درد و رنج ناشی از عشق است. شاعر به شیخوخیت و مستی اشاره می‌کند که از عشق معشوق به دست آمده و از یاد او در دلش آتش می‌سوزد. او می‌گوید که از سوی غیر او بی‌خبر مانده و غم و عذاب را به دوش می‌کشد. عشق او را به شدت عذاب می‌دهد و تنها یاد معشوق در خواب نیز او را آشفته می‌سازد. در کل، شاعر به شدت تحت تأثیر عشق است و این احساسات شدیدش او را در درد و رنج محبتی قرار داده است.