نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴۹ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گرچه بر ما روزگار تیره مشکل می‌رود

چون ترا دیدم درد عالم از دل می‌رود

کعبه معنی دری دارد ز محراب مجاز

هرکه این دریافت بی‌زحمت به منزل می‌رود

دیدن گلزار رویت می‌دهد دل را صفا

تیره‌بخت آن کس کزین گلزار غافل می‌رود

من که می‌گردد سرم از جلوه رفتار او

هرکجا می‌بینم آن شکل و شمایل می‌رود

اهلی از آن روی چون آیینه جان یابد ولی

می‌شود بی‌جان چو بازش از مقابل می‌رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و زیبایی‌هایی اشاره می‌کند که در مواجهه با محبوب خود تجربه می‌کند. او باوجود مشکلات و غم‌ها، دیدن محبوبش دردهای زندگی را از دلش می‌زداید. شاعر به مقایسه معنوی و زیبایی‌های عشق می‌پردازد و می‌گوید هر که به درک واقعی عشق برسد، بدون زحمت به آرامش می‌رسد. همچنین، او به خوشبختی ناشی از دیدن محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که کسی که از این زیبایی‌ها غافل است، بدبخت است. در نهایت، او به این نکته اشاره می‌کند که عشق و زیبایی می‌تواند انسان را بی‌جان کند اگر به دور از آن باشد.