شمارهٔ ۶۶۴ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلم بریان و تن سوزان و آهم آتشین باشد
تو آتشپارهای دل در تو بستن اینچنین باشد
تو آن سر وی که سر بر آسمان داری زناز خود
من آن خارم که در راه تو رویم بر زمین باشد
اگر دزدیده در روی تو میبینم مکن عیبم
ترا دزدیده خواهد دید اگر روح الامین باشد
چو خواهی کشتنم روزی بفردا مفکن این فرصت
بکش ای عمر من ترسم که مرگم در کمین باشد
گدای تست اهلی سر بهر یاری فرونارد
چو لیلی خرمنی باید که مجنون خوشه چین باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلتنگی عمیقی است که شاعر به معشوق خود دارد. شاعر از درد و سوزش قلبی صحبت میکند و این احساس را با آتش و شعله مقایسه میکند. او خود را به یک خار در راه معشوق تشبیه میکند که همیشه در جستجوی اوست. همچنین، او از سرزنش دیگران بابت عشقش میترسد و نگران است که مرگ در کمین اوست. در پایان، شاعر به فراق و انتظار میپردازد و به عشق دو طرفه اشاره میکند که مانند قصهی لیلی و مجنون است.