شمارهٔ ۶۶۶ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
گهی که بر منت از مرحمت نظر باشد
طپیدن دل ریشم زیاده تر باشد
بصد نشاط رسم سوی تو چو باز آیم
دلم طپان و لبم خشک و دیده تر باشد
بحالتی ز لبت دیده ام شکر خندی
که تا قیامتم آن شیوه در نظر باشد
ببوی زلف تو میرم که سازدم هشیار
گهی که بر من بیخود ترا گذر باشد
به مهر اهلی از آن گرم شد دلت آخر
که آه سوخته را عاقبت اثر باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و تاثر و شور و شوق عاشق است. شاعر از یکی از لحظات محبت و نگاه معشوق سخن میگوید که دلش را به تپش میاندازد و احساساتش را شدت میبخشد. او به زیبایی لب معشوق اشاره میکند که لبخندش در ذهنش حک شده و تا همیشه یادش خواهد ماند. همچنین، شاعر به بوی زلف معشوق اشاره میکند که او را به حالت بیخودی میکشاند و در نهایت به اثرات عاطفی عمیق عشق اشاره میکند که حتی اگر رویدادها سخت باشند، عشق همیشه در دل باقی میماند.