شمارهٔ ۶۷۴ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
شمع من همنفست گر دگری خواهد بود
نفس گرم مرا هم اثری خواهد بود
ایکه دزدیده ز من باد گران می نوشی
هیچ پنهان نشود هر خبری خواهد بود
به هوس میرم اگر قد تو چون نخل روان
پیش تابوت من او را گذری خواهد بود
ایکه از گوشه چشمم نگری میدانم
که بحال منت آخر نظری خواهد بود
گر ترا بادگری میل بود جان کسی
اهلی آن نیست که یار دگری خواهد بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود نسبت به عشق و جدایی میپردازد. او به شمع خود تشبیه میکند که در کنار همنفسش میسوزد و از احوالات او نگران است. شاعر اشاره میکند که هیچ خبری پنهان نمیماند و اگر عشق دیگری در کار باشد، تأثیر آن بر او محسوس خواهد بود. همچنین، او به زیبایی معشوقش اشاره میکند و تأکید میکند که حتی اگر میرود، باز هم در ذهن و دل او باقی خواهد ماند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر کسی دیگر به دل محبوب او راه یابد، به معنای واقعی یاری و عشق نیست.