نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گر دلت آینه صورت مقصود بود

هر چه مقصود تو باشد همه موجود بود

در محبت غرضی گر بود آلوده دلی است

حیف باشد که محبت غرض آلود بود

دیر حاصل شود از نخل قدت میوه دل

بقیامت هم اگر وعده کنی زود بود

مشکل این است که میسوزدم از دود درون

لعل نارسته خطت کاتش بی دود بود

ناله مرغ ز گل خاصیت عشق بود

عاشق از دوست محال است که خشنود بود

دل بیدرد در این ره بچه کارت آید

بد بود اهلی اگر در غم بهبود بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و محبت خالص و بدون غرض صحبت می‌کند. شاعر بیان می‌کند که اگر دل آینه‌ای از معشوق باشد، همه چیز به راحتی قابل دستیابی است. اما اگر محبت همراه با هدف یا غرض باشد، دل آزار خواهد شد. او همچنین به دشواری‌های عشق و درد ناشی از آن اشاره می‌کند و معتقد است که اگر دل دردمند نباشد، عشق حقیقی نمی‌تواند وجود داشته باشد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که عشق باید خالص و بدون هدف باشد تا حقیقی و رضایت‌بخش باشد.