شمارهٔ ۶۶۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سوار من که سرخصم خاک راهت باد
هوای معر که داری خدا پناهت باد
بدان دو آهوی شیر افکنی که هست ترا
نگه بهر که کنی کشته نگاهت باد
چه حاجت است که تیغ توصیف شکن باشد
شکست صد سپه از شهپر کلاهت باد
چو آفتاب جهان دره پروری یا رب
که سایبان بقا سایه الهت باد
بهر کجا که چو آب حیات خواهی شد
دعای اهلی لب تشنه خضر راهت باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و دعا برای محبوبی میپردازد که در میدان معرکه مانند یک آهو و با زیبایی خاصی درخشان است. شاعر از خداوند میخواهد که او را به سلامت نگه دارد و با اشاره به قدرت تیغ توصیف، به قدرت و توانایی محبوب اشاره میکند. همچنین محبوب را به آفتابی تشبیه میکند که سایهای بر سر دیگران میافکند و در نهایت، دعا میکند که محبوب همیشه در مسیر حیات و موفقیت باقی بماند.