شمارهٔ ۶۸۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر آه کشم آن سگ کویم بسر آید
کز آه من سوخته بوی جگر آید
از ضعف چنانم که اگر ناله کشد دل
بیهوش شوم تا نفسی چند بر آید
دایم برهت پیش صبا دیده گشایم
باشد که دمی گردی از آن رهگذر آید
از درد تو چون ناله کنم خلق بگریند
هر ناله که از درد بود کار گر آید
جایی که کشی تیغ پی قتل محبان
اهلی اگرش ره بود اینجا بسر آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد و رنجی سخن میگوید که به خاطر عشق و جدایی احساس میکند. او به شدت تحت تاثیر عواطفش قرار دارد و آه و نالهاش باعث میشود دیگران نیز نسبت به این درد آگاه شوند. شاعر به ناتوانی خود اشاره میکند و میگوید که اگر دلش ناله کند، بیهوش میشود. همچنین امیدوار است که بادی از سمت محبوبش بیاید و او را تسلی دهد. در نهایت، اشاره به تیغ و کشته شدن محبان دارد که نشاندهنده خطرات عشق است.