نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چه عیب ار خون بگریم چون مرا رندی ز کوی خود

دلم خونست ازین درد و نمی‌آرم به روی خود

چو راز خود گشایم با تو چندان گریه زور آرد

که یابم صد گره همچو صراحی در گلوی خود

از آن رو اشک حسرت دم‌به‌دم در آستین ریزم

که می‌شویم به آب دیده دست آرزوی خود

گه از رشک و گه از غیرت همی‌سوزم که چون کاکل

هم‌آغوشت نمی‌یابم تن کمتر ز موی خود

ز شوق نامه‌ات اهلی چو گرد از جای می‌خیزد

ز هر مرغی که بال‌افشان همی‌بیند به سوی خود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از درد و حسرت خود سخن می‌گوید و ابراز می‌کند که هنگام گریه چه عذابی را تجربه می‌کند. او احساس می‌کند دلش از غم پر شده و نمی‌تواند آن را به راحتی نشان دهد. گریه و اشک او از ناامیدی و آرزوهای برآورده‌نشده ناشی می‌شود. شاعر همچنین به حس غیرت و عشق خود اشاره می‌کند و از دوری معشوقش ابراز افسوس می‌کند. در نهایت، او به شوق و هیجان خود نسبت به نامه معشوقش اعتراف می‌کند و اینکه این احساسات او را به تحرک وادار کرده است.