شمارهٔ ۷۰۷ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در لعل لبش چاشنی خنده ببینید
در آب حیات آتش سوزنده به بینید
نظاره کنید آینه طلعت او را
تا صورت حال من درمانده به بینید
خونریزی چشم سیه او اگر این است
مشکل که در آفاق کسی زنده به بینید
گر گل بشکست از رخ آنشوخ عجب نیست
گل چیست؟ شکست مه تابنده به بینید
ایشاه وشان دولت خوبی گذران است
یک ره سوی درویش کهن ژنده به بینید
اول نظر از خویش بپوشید چو اهلی
وانگاه در و صورت فرخنده به بینید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر از چهره و لبخند او سخن میگوید و آن را همچون آتش سوزان در آب حیات توصیف میکند. او به تماشاگری دعوت میکند تا با نگریستن به آن معشوق، حال و روز خود را که در رنج است، دریابد. شاعر همچنین به خونریزی چشم سیاه معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ کس شبیه او را در دنیا زنده نمیبیند. تناول زیباییهای معشوق و دلفریبی او نیز به گل تشبیه میشود که نمیتواند در برابر زیبایی آن شکست بخورد. در نهایت، شاعر به خویش میگوید که باید ابتدا از خود چشمپوشی کند تا زیبایی واقعی را ببیند.