شمارهٔ ۷۱۱ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
فیروزی بخت همه کس لعل تو بخشید
فیروزه ما بود که هرگز ندرخشید
چشم همه بر راه تو بازاست و تو از ناز
یکچشم زدن رو ننمایی چو مه عید
هرچند که دوری ز نظر یاد وصالت
هرگز نظری از دل ما دور نگردید
بی داغ محبت نتوان رفت ز عالم
خوش وقت کسی کز چمن عمر گلی چید
جان بنده خلق خوش ساقی است که هرگز
از بی ادبی های من مست نرنجید
اهلی رسی از عشق مجازی به حقیقت
گر یار به تحقیق شناسی نه بتقلید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و انتظار میپردازد و تضاد بین زیبایی معشوق و دوری از او را توصیف میکند. فیروزه، که نمادی از زیبایی است، هرگز نمیدرخشد و چشمها در انتظار دیدن معشوق هستند. شاعر تاکید میکند که هرچند فاصله وجود دارد، اما عشق در دل همیشه زنده است و نمیتوان بدون عشق به زندگی ادامه داد. او به حسی از خوشبختی اشاره میکند که در عشق واقعی به وجود میآید و بر اهمیت شناخت حقیقی از معشوق به جای تقلید تاکید میکند.