شمارهٔ ۷۱۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مه دو هفته اگر رفت عمر ساقی باد
اگر ستاره نماند آفتاب باقی باد
خوش است دولت وصلت گر اتفاق افتد
مرا سعادت این دولت اتفاقی باد
به خاکپای تو مردن مذاق زاهد نیست
که خاک بر سر این زهد و بی مذاقی باد
چو جان برید دل از من بیاد آن سر کوی
به ساکنان بهشت درت ملاقی باد
گر آب خضر نشد روزی تو ای اهلی
شراب خلد نصیبت زدست ساقی باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ناپایداری زندگی و خوشیهای زودگذر اشاره میکند. او میگوید که حتی اگر وقت در گذر باشد و ستارهای نماند، هنوز هم میتوان به خوشبختی و عشق امیدوار بود. شاعر به اهمیت شادی و لذت از زندگی تاکید میکند و بیان میکند که مرگ در پای محبوبش ارزشی ندارد. همچنین، اگرچه ممکن است نتواند به آب حیات دست یابد، اما خوشبختیاش را در شراب و لذتهای دنیوی میبیند. در کل، شعر به جستجوی لذت و عشق در دنیای گذرا اشاره دارد.